دیشب توفکرت بودم که
یه قطره اشک از چشمام جاری شد ازاشک پرسیدم چرا اومدی؟
گفت :آخه تو چشمات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست!

برچسبها:
|
شايد اين نوشته ها زيبا تر از اشعار روی سنگ قبرها باشد...شايد حرف های روی سنگ قلب هاست. دیشب توفکرت بودم که
یه قطره اشک از چشمام جاری شد ازاشک پرسیدم چرا اومدی؟
گفت :آخه تو چشمات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست!
برچسبها: جمعه 25 بهمن 1392 14:41
تا می خوا هم از تو دل بکنم صبر می اید!!!
چه قدر دوست دارم این عطسه های زمستانی را.......
برچسبها: جمعه 25 بهمن 1392 14:31
میخواهم در بلند ترین نقطه از روی زمین . . . پشت پر صداترین بلند گوها . . طوری خاص . . . سکوت کنم...
برچسبها: جمعه 25 بهمن 1392 14:20
مریضم...
چشمهایم درد می کند...
تب دارم...
اینهمه صغری کبری چیدن نمیخواهد
تو نیستی
دارم می میرم!
برچسبها: جمعه 25 بهمن 1392 14:16
حقیقت از آنچه در نوشته هایم میخوانید تلخ تر است باور کنید.....
برچسبها: جمعه 25 بهمن 1392 14:09
دل آدمـــا
برچسبها: جمعه 25 بهمن 1392 14:06
مثل باران های بی اجازه وقت و بی وقت درهوایم پراکنده ای
برچسبها: جمعه 25 بهمن 1392 14:04
پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
|